مهم با تو بودنه
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/16 | ساعت: 11:42
من عاشق فیلم نگاه کردنمگاهی اوقات یه فیلم رو چند بار نگاه میکنمبعضی از سکانس ها رو هم چند ده بار.خودم رو میذارم جای نقش اول مرد و تو هم مسلما نقش اول زن هستی که من عاشقانه دوستت دارم...نود دقیقه با تو زندگی کردن نمیدونی چقدر لذت بخشه.با تو خندیدن، گریه کردن، شوخیهای بچگانه...من عاشق فیلمهایی ام که آ...
پست محرمانه 1
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/16 | ساعت: 11:42
دوستت دارم دیوونه
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/14 | ساعت: 18:00
شاید ماه هاست که خودم را گول می زنم شاید ماه هاست که دیگر از من چیزی در تو نمانده باشد شاید به عظمت آنچه تو برای من هستی، کسی هست برای تو شاید من در جایی دور و زمانی زود در دنیای تو گم شدم و حالا حتی دستهای خاطراتت هم به آنجا و آن زمان نمی رسد شاید آنقدر می خواستمت، می خواهمت که یادت، عینیت تمام است...
شبت بخیر خانومی
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/14 | ساعت: 12:12
شب ها كه مي خوابمصداي چرخش دستگيره ي "در"در خانه مي پيچدو تو پاورچين پاورچين نزديك مي شويروي بستر تنم قدم مي زنيو عطرت پر مي كندمشامم را چشمانم را باز مي كنمپرده تكان مي خوردپنجره ها به هم مي كوبندو چيزي در درونم فرو مي ريزدچيزي مثل از دست دادن تو كابوس نبودنتچه غم انگيز است
صب بخیر بانو
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/14 | ساعت: 12:12
یک روز صبحقبل از اینکه به آینه چشم بدوزیتلفن همراهت را بردار و سلامم کن!و به رسم عادت شیرین گذشته...عکس خواب آلودت را برایم بفرست!مگر میتوانم قربان صدقه ات نروم؟!قول میدهم هیچ چیز به روی خودم نیاورم!و انگار که همین دیشب...خیلی بی حاشیه و صمیمانههم را بوسیده و شب بخیر گفته ایم!خیالت راحتمن آنقدر دلم ...
سمایی میشه برگردی؟
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/10 | ساعت: 17:13
من دلم میخواد اون موقع که صدای جفتمون از خستگی گرفته بشینم کنارتلیوانمو بغل کنم اونجوری که تو دوست داریتو بغلم کنی اونجوری که من دوست دارمبا صدای خسته ات حرف زدنتو گوش کنمتکون خوردن لباتو نگاه کنمبازی کنم با رگای دستات خیره شم به بهشت بین یقه و گردنت دلم میخواد روی بزرگترین پله برقی دنیا وایسیم و هم...
اسکرین شاتی از درد دل امشبم
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/10 | ساعت: 17:13
شبت پرستاره سمایی
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/9 | ساعت: 19:34
شب هایی را که برایت شعر نگویم خوابم نمی برد بیخیال ستاره ها شدم و باز خیال تو بر سرم زده می نویسم شب های بی تو بودن ،برایم بی شمارند من امشب خیال تورا می نویسم بی آنکه لحظه ای به من بیاندیشی
یه جورایی حرف دل من
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/6 | ساعت: 21:30
مادرم همیشه میگفت شب نباید ناخن هاتو بگیری، کراهت داره. منم همیشه کارخودمو میکردم! اعتقادی به خرافات نداشتم فکر میکردم اینم یکی از اون اعتقادات بی ریشه اس که از قدیم بین مردم بوده! این قضیه هم هیچوقت انقدر برام جدی نبود که بخوام بخاطرش پرس و جو کنم و ببینم صحت داره یا نه... تا اینکه یه روز اتفاقی با...
بیا
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/6 | ساعت: 21:30
چرا مرا بند نمی کنی به خودت؟من بند شدن میخواهممن مالِ کسی شدن می خواهم... تو می دانی مالِ کسی شدن یعنی چه؟یعنی کسی هست که همیشه نگران از دست دادنت است،یعنی تو تعلق داری به کسی،یعنی نشانی داریو هر وقت که گم شوی کسی هست که بگردد به دنبالت ، حوالی آن نشانی... چرا مرا مال خودت نمی کنی؟دستهایم منتظر استچ...
اولین جمعه پاییز
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/3 | ساعت: 2:23
اولین جمعه ی پاییز بود...خوب میدانست من عاشق این فصلم!سه روز از دعوای کودکانه مان میگذشت!سه روز بود یک کلمه هم حرف نزده بودیم.سه روز بود هر یک ساعت یک بار زنگ میزدم به نزدیک ترین دوستش و آمار تمام رفت و آمدهایش را میگرفتم... .سه روز سکوت بی سابقه بود برای کسی که هر دو دقیقه یکبار با بهانه های خنده د...
سال تحصیلی خوبی رو برات آرزو میکنم
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/3 | ساعت: 2:23
و این خاصیت پاییز است که همه چیز را تغییر می دهد؛ خیابان ها را،کوچه ها را،پنجره ها را، خاطره ها را، درخت ها را و بیشتر از همه آدم ها را آری بیشتر،آدم ها را
پاییز آمد
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/1 | ساعت: 13:20
پاییز آمد!به همین مناسبت....دیشب ساعت را عقب کشیدند! و چه کار بی خردانه ای...پاییز یا تابستان چه فرقی دارد...؟!!تو که نباشی زمان خوابیده!
امشب يك ساعت بيشتر زمان دارم تا با نبودنت كنار بیام
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/30 | ساعت: 16:37
سلام سمایی خوبی خانومی؟ از اینکه هی میام اینجام و شاید به نظرت چرت و پرت مینویسم واست ،شرمنده ام شاید باورت نشه ولی بخدا تمام سعیمو میکنم که ننویسم و فقط متن از وبلاگ های دیگه بیارم و کپی کنم اینجا تا هم جمله های قشنگی واست به یادگار بزارم هم اینکه حرفای تکراری نزنم ولی واقعیتش کل پست هام معنیشون یک...
سلام بانو
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/29 | ساعت: 20:44
سلام بانو!در سیاهی چشمهای منپاییز صد ساله شدخلقِ من تنگتر از سرخترین غروبی که دیده ایهذیانِ لحظههایی را میگوید که بی آمدن، گذشت. ناچارم بانو!باید چنان بی قرار از خیالِ ریشهام بگریزمتا خودم را در بارانی که قرار است خیسمان کند، گم کنمباید چنان بی صدا کنارِ قدمهایت بشکنمتا جاودانه کنم صلابتِ عشق رادر ز...
سخته تحملش که عشقتو یه غریبه ببوسه
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 18:33
اومدم که عکسشو بزارم تا بدونی فهمیدم بوسیدت آخرش قرار بود لمست کنه ولی خب انتظارشو نداشتم تو دوران دوستی... معلومه خیلی دوسش داری که بهش اجازه دادی دلیل حرفام عکسی از این اتفاقه که میزارم تو ادامه مطلب رمز ادامه مطلب هم یه چیزی هست که به تو ربط داره خودت اگه خواستی ببینی عکسو حدس بزن نمیتونم بگم چون...
شب بخیر خانومی
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 18:33
دلم برایت خیلی تنگ است شاهدم نیز گوشی تلفنی است که بارها و بارها در دست گرفته ام و تک تک شماره هایت را با تمانینه بر رو ی صفحه لمس نموده ام اما همیشه شماره آخر را نتوانستم بگیرم نمیدانم چرا؟! مثل همیشه دلتنگ و بی قرارت هستم مثل همیشه مشتاق و عاشقت هستم نمیدانم کجائی؟! چه میکنی؟! اما میدانم که چه باش...
گریه همیشه آرومم میکنه
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/26 | ساعت: 19:43
مـثـل تـکــه ابـری کـه گـیـر کـرده بـاشـد مـیـانِ دو کــوه راهِ فــراری نــدارم بــایــد بِـبــارم آنـقــدر کـــه تـمـــام شــوم ...
غروب پنج شنبه
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/26 | ساعت: 19:43
در امتداد غروبِ یک خیابان بلند که هر چه می روی تمام نمی شود هوا ابریست باران نم نم می بارد نه چتر می خواهم و نه چیز دیگری دلم فقط صدای اذان می خواهد
شب بخیر سمایی
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/26 | ساعت: 19:43
وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان استشب بخیر ای نَفَستشرحِ پریشانی من...!